تبلیغات
اگر می خواهی بهترین معلم باشی ،بهترین شاگرد باش
وبلاگافکت نوار وضعیت
تخته سیاه - پیشنهادهایی درباره تدریس موضوع حجم و جرم در پایه‌ی دوم ( 2 )
وبلاگافکت نوار وضعیت
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 فروردین 1390
می‌دانیم كه جرم در واقع مقدار ماده‌ یك جسم است . هر گاه جسمی ‌دارای جرم ، در نزدیكی یك جرم بزرگ دیگر قرار بگیرد از آن جرم بزرگ‌تر ، بر جرم كوچك‌تر نیرویی وارد می‌شود كه آن را به طرف خود می‌كشد . بر ما و هر چه روی زمین است نیز ، از كره‌ی زمین ، كه جسمی‌ با جرم بسیار زیاد است ، نیرویی وارد می‌شود كه همه را به طرف خود جذب می‌كند به این نیرو ، وزن می‌گویند . هر چه جسمی‌جرم بیشتری داشته باشد ، نیروی وزن آن هم بیشتر می‌شود . البته وزن یك جسم در كره‌ی زمین بیشتر از آن جسم در كره‌ی ماه است . چون كره‌ی زمین جرم بیشتری دارد و با نیروی بیشتری جسم را به طرف خود جذب می‌كند . در حالی كه در فضای بین سیارات همین ماده ، با این كه دارای جرم است ، چون نیرویی از سیاره‌ای برآن وارد نمی‌شود ، وزن ندارد .
درست است كه مفهوم سنگینی با وزن معادل است ، چون می‌خواهیم در این درس مفهوم جرم را آموزش دهیم و هر چه جسمی‌جرم بیشتری داشته باشد‌، وزن آن هم بیشتر است و بعلاوه كودكان ما ، در سنی نیستند كه ارتباط جرم و وزن و تفاوت آن‌ها را درك كنند و یا با مسائل بی وزنی برخورد داشته باشند ، لذا هیچ اشكالی وجود ندارد كه ما آشنایی با مفهوم ((‌جرم )) را با مفهوم (( سنگینی )) آغاز كنیم كه مفهومی ‌جا افتاده و آشنا برای كودكان است . بچه‌ها از كودكی آموخته‌اند كه بعضی چیزها را به راحتی می‌توانند بلند كنند و بعضی چیزها را اصلاً نمی‌توانند بلند كنند‌. به عبارت دیگر دریافته‌اند كه بعضی چیزها سنگین‌تر از چیزهای دیگرند مثلاً سنگ از چوب سنگین‌تر است و . . . لازم به ذكر است كه ما مفهوم جرم را وقتی تدریس می‌كنیم كه مفهوم حجم در جلسات قبل ، كاملاً جا افتاده باشد تا دانش‌آموزان بتوانند به خوبی این دو را از هم تفكیك كنند .
و اما تجربه‌ای در تدریس موضوع (( جرم )) :
برای آنكه توجه بچه‌ها به مسئله سنگینی جلب شود درس را این گونه شروع كردم ، در حالی كه جعبه بزرگ و سنگینی در دست داشتم وارد كلاس شدم ، بچه‌ها با دیدن من در آن حالت ، تعجب كردند ، حتی یكی دو نفر هم خواستند به من كمك كنند . از آن‌ها تشكر كردم و آن جعبه را بعنوان معمای درس روی میز گذاشتم ، در حالی كه با خط درشت كلمه‌ی جرم را روی جعبه نوشته بودم . سپس از داخل جعبه تعدادی اشیاء مختلف مانند جعبه‌ی دستمال كاغذی ، پاكن ، سكه ، كلید ، سنگ ، چوب ، قوطی كبریت ، خمیر اسباب بازی ، لیوان و . . . بیرون آوردم و روی میز گذاشتم . . . توجه بچه‌ها به آن وسایل جلب شد ، به تك تك آن‌ها دست زدند و آن‌ها را با هم مقایسه كردند . چند دقیقه آن‌ها را رها كردم تا با آرامش با آن وسایل مشغول شوند . بعد از آن سؤال كردم : راستی بچه‌ها ، كدامیك از وسایل روی میز شما سنگین است‌؟ كدامیك سبك است ؟
بچه‌ها سرگرم مقایسه شدند ، تشخیص دادن سبك و سنگینی برای بعضی اشیاء خیلی آسان بود ، اما برای اشیایی كه وزن یا جرم آن‌ها نزدیك بهم بود كمی ‌مشكل شد . از آن‌ها خواستم كه خودشان راهی پیشنهاد كنند كه بتوانیم بفهمیم كدام سنگین‌تر است . بچه‌ها ، ابتدا با توجه به تجربه كودكی شان ، وسایل را در دست‌هایشان گذاشتند و مانند ترازوی دوكفه‌ای آن‌ها را با احساس خودشان بالا و پایین كردند . اما مثل اینكه راضی نمی‌شدند . یكی دو نفر از بچه‌ها پرسیدند آیا می‌شود به ما ترازو بدهید ؟ بقیه بچه‌ها هم كه گویی گمشده خود را پیدا كرده بودند با صدای بلند و با شادی از ما ترازو خواستند . وقتی ترازوها را از داخل جعبه معمایی بیرون آوردم ، بچه‌ها با هیجان و خوشحالی شروع به آزمایش كردند . ( می‌دانید كه ترازوی دو كفه‌ای، جرم را اندازه گیری می‌كند ولی ترازوی یك كفه‌ای برای اندازه گیری وزن به كار می‌رود . ) آن‌ها ابتدا آزمایش را با وسایل روی میزشان انجام دادند ولی مسأله آن قدر برایشان جالب بود كه به لوازم دور و بر مانند كتاب ، دفتر ، سنگ ترازو و . . . هم رو آورند . احساس كردم بچه‌ها به رمان كافی برای تجربه فردی نیاز دارند ، به همین جهت آن‌ها را آزاد گذاشتم تا هر قدر دلشان می‌خواهد با ترازو آزمایش كنند ، بعضی‌ها در یك كفه‌ی ترازو یك سنگ و در كفه‌ی دیگر تعداد زیادی اشیاء كوچك گذاشته بودند ، بعضی در یك كفه‌ی ترازو یك سنگ كوچك و در كفه‌ی دیگر یك جعبه‌ی دستمال كاغذی گذاشته بودند و با این حال ترازوها در حالت تعادل بودند ! همه این‌ها برای بچه‌ها جالب و هیجان آور شده بود . . .
وقتی احساس كردم بچه‌ها به اندازه‌ی كافی با ترازو كار كرده‌اند ، از آن‌ها خواستم كه درباره‌ی میزان سبك و سنگینی وسایل اطرافشان هم حدس‌هایی بزنند ، مثلاً قفسه كتاب‌ها را با نیمكت خودشان مقایسه كنند و . . . سپس از آن‌ها درباره‌ی آزمایش‌هایی كه انجام داده بودند سؤالاتی پرسیدم . در این موقع به كلمه جرم كه روی جعبه معمایی نوشته بودم اشاره كردم و از بچه‌ها خواستم كه به نام گذاری جدید دقت كافی كنند . برای آن‌ها توضیح دادم كه منظور از جرم همان سنگینی است ، یا مثلاً وقتی از یك تكه بزرگ خمیر ، قسمتی كوچك را جدا كنیم ، جرم خمیر كمتر می‌شود و . . . سپس از بچه‌ها خواستم خودشان نتایج آزمایش‌هایی را كه انجام داده‌اند با كلمه جرم بیان كنند ( هر كدام از دانش‌آموزان یك جمله جالب ، مربوط به تجربه‌ی خاص خودش و غیر تكراری با بقیه بچه‌ها ) تا ابن كلمه در فرهنگ لغات علمی ‌آن‌ها وارد شود و به آن عادت كنند . از صحبت‌های بچه‌ها فهمیدم كه مفهوم جرم كاملاً جا افتاده است ، ولی هنوز به رابطه آن با حجم اشاره‌ای نكرده بودم . به بچه‌ها كمی‌خمیر اسباب بازی دادم و از آن‌ها خواستم جسمی‌را انتخاب كنند و سپس به اندازه‌ی جرم آن جسم ، از خمیر با جرم آن جسم برابر باشد . بعضی از بچه‌ها از ترازو استفاده كردند و بعضی دیگر آن قدر به حس و اندازه گیری دست شان اطمینان داشتند كه این كار را با دست انجام دادند ، سرگرمی‌جالبی بود . مدتی به بچه‌ها وقت دادم تا مطمئن شوم كه این موضوع را به خوبی فهمیده اند و درست انجام‌ داده‌اند .سپس از بچه‌ها خواستم همان مقدار خمیر را نگه دارند و در یك كفه‌ی ترازو بگذارند و از پنبه‌ای كه روی میزشان بود ، آن قدر بردارند و در كفه‌ی دیگر قرار بدهند تا ترازو به تعادل در آید یعنی جرم خمیر و جرم پنبه با هم یكسان شود . بچه‌ها وقتی آزمایش را به آخر رساندند ، تازه مسأله برایشان تعجب آور شده بود : ججم كمی‌خمیر با حجم زیادی پنبه در دو طرف ترازو قرار داشتند و ترازو در حال تعادل بود ، یعنی جرم دو جسم با هم برابر بود ولی حجم‌هایشان خیلی تفاوت داشت . از بچه‌ها خواستم خودشان آزمایشی شبیه این آزمایش انجام دهند . آن‌ قدر مسأله برای بچه‌ها شیرین بود كه احتیاجی به هیچ نوع ایجاد انگیزه ای نبود ، بزودی می‌شد اجسام ریز و درشتی را دید كه در میان دست‌های كوچك بچه‌ها قرار می‌گرفت ، با حجم‌های متفاوت اما با جرم‌های مساوی .
وقتی مطمئن شدم كه همه كلاس ، مطالب را به خوبی دریافته‌اند ، گفتم بچه‌ها با یك سؤال سخت موافقید ؟ بچه‌ها كه گویی شجاعانه خود را برای نبرد با هر سؤالی آماده می‌دیدند با صدای بلند موافقت خود را اعلام كردند .
پرسیدم : بچه‌ها ، آیا می‌توانید دو جسم را به من نشان دهید كه حجم‌هایشان مساوی باشد ولی جرم‌های آن‌ها با هم فرق داشته باشد‌؟
بچه‌ها ، با خوشحالی به دنبال جستجو و همفكری و آزمایش كردن بودند‌، من هم مشغول جمع آوری وسایل روی میزم بودم ، جعبه‌ای را كه اول ساعت به سختی وارد كلاس كردم ، به راحتی بلند كردم و روی نیمكت گذاشتم . ناگهان یكی از بچه‌ها كه در فكر پاسخ به سؤال من بود متوجه خالی بودن جعبه شد و گفت : راستی خانم معلم ، این جعبه ! اول كلاس كه شما جعبه را آورید خیلی سنگین بود چون پر از وسایل بود ، اما حالا خیلی سبك شده چون چیزی داخل آن نیست ، ولی حجم جعبه كه فرق نكرده ، پس جواب شما همین جعبه است ، همین جعبه معمایی ! بچه‌های دیگر هم با شادی حرف او را تأیید كردند . . .
با خود می‌اندیشیدم : چقدر لذت بخش است كه بچه‌ها اینقدر دقیق و جالب به مسائل توجه می‌كنند كه حتی به فكر ما بزرگتر‌ها هم نمی‌رسد . . . !
سهیلا نیك نژاد




طبقه بندی: اموزشی، 
ارسال توسط م منصوری
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شماچه راه های را برای افزایش اطلاعات آموزگاران مفید تر میدانید





امکانات جانبی

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا